X
تبلیغات
رایتل
داغ دل

یک سال گذشت و من هنوز داغدار لحظه هایم هستم...

+نوشته شده در سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1395ساعت02:10 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
مرا تنهای تنها آفریدند

مرا بی یار و غمخوار آفریدند

مرا بیمار بیمار آفریدند

مرا با درد عشق سینه سوزی

از اول ، بی پرستار آفریدند

مرا دائم قرین رنج کردند

چو گل ، در سایه خار آفریدند

مرا چون مرغ خوش خوانی در این باغ

گرفتار گرفتار آفریدند

مرا لبریز محنت آفریدند

مرا از غصه سرشار آفریدند

مرا در بزم گیتی ، مات و مبهوت

نه سر مست و نه هشیار آفریدند

مرا ز آمیزش امید و یاسی 

پی یک لحظه دیدار آفریدند


معینی کرمانشاهی

+نوشته شده در شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1395ساعت10:24 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (1)
وز حاصل عمر چیست در دستم ؛ هیچ

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ

وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ

شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ

من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ

افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

از من اثری ز سعی ساقی مانده‌ست
وز زمزمه‌ی عطر اقاقی مانده‌ست
وز باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ 

+نوشته شده در شنبه 5 تیر‌ماه سال 1395ساعت02:58 ب.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
جهنم

وقتی از بهشت بی هیچ جرمی به جهنم تبعید بشی 

+نوشته شده در شنبه 22 خرداد‌ماه سال 1395ساعت09:25 ب.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
تنهای بی سنگ صبور

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

چــه دنیای رو به زوالـــی دارم

مجنونــــم و دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبــات ستاره نیــست

مونــدی  و راه چاره نیســت 

اگر چه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزن

اما تو کـــوه درد باش طاقت بیــار و مـــرد باش

اگر بیـــای همونجوری که بودی

کم میارن حســـودا از حسودی

صدای سازم همــه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شـــدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتـــاج به نور خــورشیــد

+نوشته شده در یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1395ساعت09:57 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (1)
خیلی تنهام

تنهایی یعنی این که توی جمع گریه کنی 

ولی 

هیچکس گریه تو رو نبینه... 

+نوشته شده در چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1395ساعت12:24 ب.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
نقطه چین سرانجام داستان خودم
نشسته ای به تماشای آسمان خودت
و یک تصور تاریک از جهان خودت
اگرچه نیست نشانی ، ولی یقین داری 
به دوردست ترین نور کهکشان خودت
شکوه توست سکوتت ، چو کوه باش و بریز
تمام داغ دلت را فقط به جان خودت
بمان به سان درختی در انزوای کویر
بمان و باش خودت جای باغبان خودت
بمان ! اگرچه به زعم همه تو باخته ای 
ولی هنوز خودت باش قهرمان خودت
برای تو که پریدی به بیکران ، دیگر 
چه غم ؟ اگر نرسیدی به آشیان خودت
زمانه ای ست که رسم زمان ، فراموشی ست 
ولی هنوز تویی حبس در زمان خودت
هنوز هم که هنوز است چشم می دوزی 
به نقطه چین ِ سرانجام ِ داستان خودت ...

سعید سکاکی
+نوشته شده در پنج‌شنبه 7 آبان‌ماه سال 1394ساعت12:22 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (4)
وصف دلتنگی من
دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عزای عشق غصه اش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبهای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
+نوشته شده در شنبه 2 آبان‌ماه سال 1394ساعت01:23 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
تنها در میان جمع

خداحافظ دانمارک! 

دیگه هیچکس و هیچ چیزی منو خوشحال نمیکنه ...

همیشه به یادت خواهم گریست...



+نوشته شده در سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1394ساعت03:26 ق.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (1)
نیاز
خدایا بعد از این همه کمکی که معجزه وار کردی که بروم ، باز هم معجزه کن که این بار بمانم...
+نوشته شده در پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394ساعت10:17 ب.ظتوسط الهام آخرتی | نظرات (0)
  1    2    3    4    5    ...    20  >>