...هر چه می خواهد دل تنگت

...هر چه می خواهد دل تنگت

خوش آمدید دوستان
...هر چه می خواهد دل تنگت

...هر چه می خواهد دل تنگت

خوش آمدید دوستان

زندگی

زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ٬

پرشی دارد اندازه ی عشق.

زندگی چیزی نیست٬ که لب طاقچه ی عادت از یاد من وتو برود.

زندگی جذبه ی دستی است که می چیند.

زندگی نوبر انجبر سیاه٬ در دهان گس تابستان است.

زندگی٬ بعد درخت به چشم حشره .

زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا٬

لمس تنهایی ماه

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است.

هر کجا هستم٬ باشم٬

آسمان مال من است.

پنجره٬ فکر٬ هوا٬ عشق٬ زمین مال من است.

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

                                             « سهراب سپهری »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از او آغاز کن

وقتی که تنهای تنها می شوی ؛
وقتی که دوستانت ، آنها که نیازمند یاریشان هستی  ، درست در حساس ترین نقطه رهایت می کنند ؛
وقتی که در دست همانان که پشتوانه و پشتگرمی محسوبشان می کردی ، خنجری می بینی ؛
وقتی زیر سنگی که به استواری اش سوگند می خوردی و تکیه گاهش می شمردی ، ماری خفته می بینی که در تکان حادثه از خواب جهیده است ؛
وقتی که امواج امتحان ، خاشاک دوستی های سطحی را می رباید و لجن متعفن خودخواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد ؛
وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد ؛
یک ملجا و امید و پناهگاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد .
او حتی در مقابل بدی های تو خوبی می آورد و روی زشتی های تو پرده ی اغماض می افکند .
اگر بدانی که محبت و اشتیاق او به تو چقدر است بند بند تنت از هم می گسلد ...
حتماً دانسته ای او کیست...
پس چرا در انتها به او برسی ؛ از او آغاز کن !!!

بیش و پیش از همه خدا را دوست بگیر...

حضرت حافظ

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر          که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی ارزد

رادیو در ایران

اوایل ورود رادیو به ایران و مجوز دریافت و استفاده از آن.

نقل قول

درد من حصار برکه نیست...
درد من،زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.

شکستن

یه لشکر میتونه یه کشور رو
یه طوفان میتونه یه شهر رو ویران کنه
و یه گروه شر یک محله رو
اما کسی که دل تو رو بدتر از همه اینا میشکنه ممکنه یه دوست باشه
یه دوست که خیلی دوستش داری
وقتی دلت از اون بشکنه دیگه هیچ کس نمیتونه جمعش کنه
هیچ کس
دلی که شکسته و پاره های اون دل هر کدوم به طرفی پرت شده
اگر هم بخوای نمیتونی جمعش کنه
بالا سر هر تیکه که بری یه خاطره میبینی
یه خاطره قشنگ
خوب و دیدنی
لحظه های با هم بودن
لحظه هایی که حاضر نبودی با هیچی توی دنیا عوضش کنی
حالا کو اون دوست تا بفهمه حال تو رو
تازه بفهمه
چی عوض میشه
حتی اون هم نمیتونه کاری برای تو و دل شکسته ات بکنه
کاش دل یه اسباب بازی بود
که اگه خراب بشه بشه بهش تعمیرش کرد
تیکه های جدا شده و شکسته اش رو چسبوند
شایدم اسباب بازیه
آره
دل تنها اسباب بازیه که بزرگ و کوچیک نمیشناسه و آدما از بازی کردن با اون ابایی ندارن
فقط یه فرقی داره با اسباب بازی های دیگه
مهم نیست که بعد از بازی جمعش کرد
چون فوقش میشکنه
دیر و زود داره اما سوخت و سوز نه

دل

هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه
ولی حداقل می شه یادش داد که وقتی شکست لبه تیزش دست اونی رو که شکسته نبره.

دوستی

دوست شما همان دعای خیر شماست که مستجاب شده است.

مزرعه شماست که در آن با عشق دانه می کارید و با شکر درو می کنید.

هنگامی که او سکوت می کند قلب شما از گوش کردن به آوای قلب او باز نمی ایستد.

زیرا،در اقلیم دوستی همه اندیشه ها،همه آرزوها و انتظارات بی هیچ کلمه ای به دنیا می آیند و میان دو دوست تقسیم می شوند،

با نشاطی که در زبان نمی گنجد.

و بگذار بهترین بخش هستی تو از آن دوستت باشد.

اگر او دریای وجودت را هنگام جزر آب دیده است،بگذار در مد آب نیز آن را تجربه کند.

رنج و محنت

اگر شما می توانستید با مشاهده اعجاز مستمر،زندگی دلتان را از شراب اعجاب لبریز کنید،رنج هایتان کمتر از شادی هایتان شگفت آور نبودند.

و آنگاه می توانستید فصل های گوناگون دل را چون فصل های چهارگانه که بر دشت و صحرای شما می گذرند،پذیرا شوید.

و می توانستید با آرامش زمستان غم را تماشا کنید و بگذرید.

حضرت حافظ

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد               سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است      کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان          که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد